قرار نبود اولین پُست سایت ما مثل داستان گلدسته‌ها و فلک جلال آل‌احمد ناگهانی باشه ولی ظاهرا که شد! اگه شناخت قبلی درمورد من داشته باشید و         یا اگه این چند فایل ویدئویی حضور من در شبکه‌های یک و دو رو دیده باشید متوجه شدید که من قبل از مشاور بودنم مدرس فیزیک هستم. میخواستم کارم رو در این سایت با یه مطلب مشاوره‌ای کلیدی یا یه نکته‌ی تستی فیزیک خیلی بیست شروع کنم اما با خودم گفتم بذار یه توضیحی به بچه‌ها بدم که بدونن هدف ما از راه اندازی این سیستم آموزشی جدید چیه و بدونن که چرا وسط این بازار پر هیاهوی کنکور که شما یه سرچ کوچولو بکنی اسم صد تا مشاور و مدرس و آموزشگاه برات ردیف میشه، ما اومدیم و تازه برا خودمون سایت راه اندازی کردیم و چه و چه...

من امسال سال بیست و دومی هست که میرم مدرسه! از هفت سالگی برای من مدرسه دیگه تموم نشده، بچه شیطون مدرسه هم بودم، اگه روم
بشه نمره انضباطام رو براتون میذارم که ببینید! ولی هیچوقت از نظر درسی، تو هیچ مقطعی مشکل نداشتم و ندارم! علتش هم این بود که من راهی
رو میرفتم که ندیدم کسی بره، و کارهایی رو انجام میدادم که فقط الان شاگردای خودم دارن انجام میدن! همیشه متفاوت بودن سرلوحه‌ی کارام بوده!
مثلا تو شبکه دو کارنامه‌ای رو نشون دادم، که توش با درصد منفی رتبه‌ی سه رقمی آوردن...

ما مبنای کارمون ابتدا ایجاد روحیه‌ی خودشناسی و خودباوری و سپس تعیین هدف وبه تبع از اون تعیین مسیری درست و در عین حال متفاوته!
مسیری که علاوه بر رسوندن داوطلب به خواسته‌هاش، نیازهای نسل دهه هفتاد (به قول یکی از دوستان نسل فیس‌بوک و اکس‌باکس)
رو خیلی جدی میگیره... میخوایم یه سال با هم به سمت هدف بزرگی حرکت کنیم، به دور از جوزدگی و عجله و به دور از سهل‌انگاری
و سستی...

میخوایم رهرو آهسته و پیوسته باشیم، با شیب موفقیتی که اگر خیلی هم کم باشه، ولی همیشه مثبت بمونه!